مرده زنده خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییم از من نمی دزده
درد من رو در ودیوار نمی فهمه
واسه تنهایی خودم دلم می سوزه
قلب امروزیه من خالی تر از دیروز
سقوط من در خودم سقوط ما مثل من
مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدن
دشمنی ها مصیبت سقوط ما مصیبت
مرگ صدا مصیبت مصیبت
مصیبت حقیقت حقیقت حقیقت
زبان نگاه
نشود فاش کسی انچه میان من وتوست
با اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد وکس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گر چه در خلوت دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش.ارنه
ای به باغ و بهاران که خزان من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه عشق است نشان من و توست.
شهر هرت جايی است که بهشتش زير پای مادرانی است که
حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند
ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب
يقين ﺪارم كه مي ايي
تو مي ايي يقين ﺪارم كه مي ايي
ﺰماني كه مرا در بستر سردي ميان خاك بگذارند
تو مي ايي يقين ﺪارم كه مي ايي.
پشيمان هم …
دو دستت التماس اميز مي ايدبسوي من ولي پر ميشوى اﺰهيچ
دستي دست گرمت را نميگيرد.
صدايت ﺪر گلو بشكسته والوده با گريه,بفريادي مرا با نام
ميخواند
وميگويي كه اينك من, سرم بشكن دلم را ﺰير پا له كن ولي
برگرﺪ…
همه فرياد خشمت را بجرم بي وفايي ها,دو رنگي ها, جدايي ها
بروي صورتم بشكن, مرو اي مهربان بي من كه من دور اﺰ تو
تنهايم!
ولي چشمان پر مهري,دگر بر چشمان مهتاب مانند نميماند
لباني گرم با شوري جنون انگيزنامت را نميخواند
دگر ان سينه پر مهر, ان سد سكندر نيست
كه سر بر روي ان بگذاري ودرد درون گويي
دو دست كوچكش, با پنجه هايي گرم و لغزنده,
ميان زلف هاي تو بازي نميگيرد پريشانش نميسازد,هزاران باره
هستي را به پاي تو نميباﺰد…
تو مي ايي زمانيكه نگاه گرم من ﺪيگربروي تو نمي افتد,
هراسان هر كجا, هر گوشه اي برق نگاهت را نمي پايد, مبا ﺪا
بر يگري افتد.
دو چشم من تو را ﺪيگر نمي خواند,بشوقي ﺪلكش وشيرين
وتو هر چند بار ﺪيگري در چشمهايت جستجو باشد……
امروز مطالبي در مورد جهان در وبلاگ قرار داديم
از ان بي وفايي ها
از ان يگانه اي كه دوباره مرا كوك نكرد
كه در ميان باد به رقص برخيزم
اخرين وداع تپشي بود از قلب كوچكم
كه هجده سال مي نواخت
واواي بود از ان لحظه هاي
كه با اشك بدرقه مي كردم
ونگاه هایي بود از ان چشمان خسته ام
كه روز و شب مي باريد براي تو
و اخرين وداع خواهشي بود از تو
ان زمان كه از كنار مزارم مي گذري
به روي گورم گلي بگذاري به پاس عشقم
اري يگانه ي من
اخرين وداع تنها سروده ايست
كه در ميان خونم جاريست
و اخرين اوايست كه
از دوست داشتنت سروده ام

هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم
تو نمی فهمی اندوه مرا
چه بگویم به تو ای رفته ز دست؟
شدم از مستی چشمان تو مست
شده ام سنگ پرست
مرگ بر آنکه دلش را به دل سنگ تو بست
تو نمی فهمی اندوه مرا...
لا لا لا گل زیره بابات دستاش به زنجیره
میگه هرگز نگو دیره هر روز روز تقدیره
«سیدمحمدعلی حسینی» در نشست هفتگی خود با خبرنگاران داخلی و خارجی گفت: «به منظور کاهش آلام و درد و رنج ملت عراق, تقویت و حمایت دولت قانونی مالکی و تقویت آرامش و امنیت در عراق, جمهوری اسلامی ایران مذاکراتی با طرف آمریکایی در عراق خواهد داشت.
وی با تاکید بر اینکه مکان مذاکرات به طور قطع عراق خواهد بود، گفت: آمریکاییها موضوع را از کانال رسمی مطرح کردند و زمان و سطح تیم مذاکرهکننده تا آخر هفته مشخص خواهد شد.
حسینی افزود: در پی رایزنیهای مقامات عراقی, جمهوری اسلامی ایران این موضوع را به شکل رسمی مورد توجه قرار داد و مذاکراتی در عراق با طرف آمریکایی خواهد شد.
ادامه مطلب
ctrl+A را فشار داده و به رنگ دلخواه در بیاورید)
دیگر بر هیچ دیواری از عشق نخواهم نوشت
و شروع میکنم، تمام دیروزم را خط زدن
در مسیر دور شدن از شعرهای عاشقانه ،
عزیز ترین چهره ها را هم به باد خواهم سپرد....
حتی نام تو را ، از یاد خسته ام ....
و به نیلوفران آبی قسمت می دهم :
نگو ، نگو که او هم مثل تمام رفته ها رفته است ....
می دانم ، می دانم ، اگر بمانم،تو، نخواهی ماند....
ديرگاهيست كه هر شب به تو مي انديشم
به تو آري به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي به همان باغ بلور
به تبسم به تكلم به دل آرايي تو
به خموشي به تماشا به شكيبايي تو
به همان زل زدن از فاصله ي دور به هم
يعني آن شيوه ي فهماندن منظور به هم
در من انگار كسي در پي انكار منست
يك نفر مثل خودم عاشق ديدار منست
يك نفر ساده چنان ساده كه از سادگيش
مي توان يك شبه پي برد به دلدادگيش
يك نفر سبز چنان سبز كه از سرسبزيش
مي توان پل زد از احساس خدا تا دل خويش
دير گاهي شبحي آفت جانم شده است
اول اسم كسي ورد زبانم شده است
آي! بي رنگ تر از آينه يك لحظه بايست !
راستي اين شبح هر شبه تصوير تو نيست؟
اگر اين حادثه ي هر شبه تصوير تو نيست
پس چرا رنگ تو وآينه اينقدر يكيست؟
حتم دارم كه تويي آن شبح آينه پوش
عاشقي جرم قشنگي ست در انكار مكوش!!
بهروز یاسمی
بيزارم از تمام رفيقان نارفيق
اينها چقدر فاصله دارند،تا رفيق!
من را به ابتذال نبودن كشانده اند
روح مرا به مسند پوچي كشانده اند
تا اين برادران ريا كار زنده اند،
اين گرگ سيرتان جفاكار زنده اند،
يعقوب درد ميكشد وكور ميشود
يوسف هميشه وصله ي نا جور ميشود
اينجا نقاب شير به كفتار مي زنند
منصور را هر آينه بردار ميزنند
اينجا كسي براي كسي ،كس نمي شود
حتي عقاب درخور كركس نمي شود
جايي كه سهم مرگ به جز تازيانه نيست
حق با تو بود،ماندنمان عاقلانه نيست!!
بشنو كه سوگنامه ي ويراني منست
امشب نه اينكه شام غريبان گرفته ام،
بلكه به يمن آمدنت جان گرفته ام
گفتي غزل بگو ،غزلم، شور و حال مرد
بعد از تو حس شعر فنا شد،خيال مرد
گفتم مرو كه تيره شود زندگانيم
با رفتنت به خاك سيه مي نشانيم
گفتي زمين مجال رسيدن نمي دهد
بر چشم باز فرصت ديدن نمي دهد
وقتي نقاب محور يكرنگ بودن است
معيار مهر ورزيمان سنگ بودن است
غصه ی ما اول شد
از تو و غیر چه پنهان!!
دل ما پرپر شد
خواب دیدیم که مارا
لب مستانه دهند
نسب این دل دیوانه
به پروانه دهند
چه بسا خواب بدیدیم و
ندیدیم ز عشق
به کسی جز نی و نیرنگ
جزایی بدهند
دار دنیا تو مرا بس بودی
کار دنیا تو چه نا کس بودی
من برایت علفی هرز و تو اما از من
نو گلی تازه و نارس بودی
با تو از عشق چه گویم
که در این وادیه پست
تو همانا که همان
لقمه ی هر کس بودي...
فصل گرما و مبارزه "علمی" با بدحجابی • مصاحبه
ادامه مطلب
|
آفتاب: هرساله با شروع فصل گرما ،بحث مبارزه با بی حجابی زنان در دستور کار نیروی انتظامی قرار می گیرد .امسال نیز طبق اعلام قبلی نیروی انتظامی؛ از ابتدای اردیبهشت ماه با زنان بدحجاب برخورد می شود .اما چرا مبارزه و آن هم فقط مبارزه با زنان ؟چرا برخورد با معلول به جای برخورد با علت ؟ عشرت شایق ،عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس،با انتقاد از مطرح شدن بحث مبارزه با زنان بدحجاب می گوید:مبارزه با بدحجابی را فقط مبارزه با زنان بدحجاب نمی دانم . |
|
ادامه مطلب















